CloseMaximizeMinimize تبلیغات سیستم
CloseMaximizeMinimize تبلیغات وبلاگ
شهرستان انار
نماز باران يا استسقاء | خاطره

يا رحيم

آنقدر خشکی و کم بارانی بر استان کرمان غلبه نمود که قرار شد روز دوشنبه نماز باران در تمام شهرها و روستاها خوانده شود. در انار هم نماز باران روز دوشنبه 5 دی 1390 خوانده خواهد شد چون روز شنبه تا دوشنبه بهتر است که روزه گرفته شود و سپس دست بدعا برداریم متن زیر به همین مناسبت قلمی می‌گردد در ضمن نماز باران در امین شهر نیز در دشت خوانده هواهد شد امید که همه با شرکت در آن و با حالت تضرع و استغاثه و استغفار بدرگاه خداوند التماس نمایند و باران ببارد چون در سال جدید هیچ بارانی در شهرمان دیده نشده است با اینکه استانهای دیگر باران کافی بایده است.

خدایا تو رحیم و بخشنده هستیکاریکاتوری از حسین جنایی

خداوندا تو مهربانترینی برای همه

ایزدا تو سرشار از لطف و عنایت هستی برای همه بندگانت

ای رب العامین تو خالقی و بی نیاز از همه چیز

ای رحمت بی پایان

ای خالق بی همتا

از عزت دهنده هر معزی

ای ستار هر عیب

ای که هر جنبنده‌ای در جنبش‌اش تجلی از توست و هر ساکن در سکونش پیدای تو

وقتی که همه دستشان از کمک کوتاه شود آنوقت به کوچکی و حقارت خود واقف و به عظمت‌ات معترف

ما امروز آماده‌ایم که اعتراف کنیم به ناتوانیمان به نیازمان به نقصمان و به نداریمان

ما امروز آمده‌ایم که بگوییم بدکار هستیم و پر از خطا و گناه

ما امروز جمع شده‌ایم که بر بی شرمی خود در برابرت عذر بخواهیم

امروز تجمع می‌کنیم برای تمام غرورهای گذشته خود و بی‌اعتنایی‌هایمان بگوییم که بی‌تو نیستیم

بدون رحمت تو رگ حیاتمان بسته است

اگر نعمتهایت را نشمرده‌ایم برای اینکه در خودمان غرق شده بودیم

اگر مهربانیت نبود بارها در غلطیده و شکسته بودیم

هرچند که هنوز هستیم

ولی ملتمس درگاهیم

برای نیازی بزرگ آمده‌ایم

باز هم بی‌شرمی می‌کنی ولی خودت به عظمت‌ات ببخش که اگر نبخشی ناتوان از عذر آن هستیم

آنچه را که که کرده‌ایم خود می‌دانیم که جز خطا و سهو نبوده

و آنچه گفته‌ایم پر از بی‌مغزی و بی‌فکری بوده

امروز هم آماده‌ایم که بگویم توبه

نمی‌دانم چه بگویم ، این هم باید از مرحمت خودت باشد که استغفرالله بگویم

اما اگر نعمت زبان نباشد باز ناتوان از گفتن همین هم هستیم

می‌آیم بسویت ولی تو باید بخواهی و اراده کنی که ما ناتوان از همین آمدنیم

الهی به عظمت‌ات ما را ببخش

یا رب بر ما باز هم مهربانی نما

حق را چراغ راهمان قرار بده

از اشتباهات و خطاهای زیادمان بگذر

همانطور که از پیشینیان توبه کارمان درگذشتی

لطف خودت را شامل حال ما کن هرچند که ما لایق آن نیستیم

در جمع خود کودکان معصومی را آورده‌ایم که بگویم آنها از خطای ماست که  محروم شده‌اند بر گناه ما بی‌گناهان را محروم مکن و بخاطر بی‌گناهان از گناهان ما درگذر

ما حیواناتی را در دشت و صحرا می‌بینیم که از تشنگی بر ما لعنت می‌گویند حق با آنهاست به حق خودت تشنگی آنها را برای خطای ما ادامه نده

آن گناهانی که راه رحمت‌ات را مسدود و مانع بالا آمدن استغاثه ما شده است را ببخش که بخشنده‌تر از تو را سراغ نداریم و گداتر از خود کسی را سراغ

بحق پیامبرت(ص) و بحق خاندان او ما را شامل رحمت‌ات فرما

و به حق همه صالحان بر کوتاهی ما قلم عف بکش

تا نزول رحمت‌ات را شاهد باشیم آیا شود که چشمان گنه کارمان رحمت‌ بی انتهایت را ببیند این ندیدن هم تقصیر قلب‌مان است پس زیاهی آنرا با نور خودت برطرف کن

این بدکاران جمع شده بدرگاه‌ات را مورد رحمت قرار بده که اگر ندهی گمراهیمان از این هم بیشتر خواهد شد و عقلمان ضایع گردد

خداوندا شاید حکام و قاضیان در احکام خود ظلم نموده‌اند بحق کسانی که حق‌شان پایمال گریده و از درخواست آن چشم پوشیده‌اند و باز دچار گناهی دیگر شده‌اند بر ما رحم کنم و به تظلم خواهی آنها توان عطاء فرما و ما روسیاهان بدرگاهت آمده را عف فرما

یا رب بر محمد و آل او صلوات می‌خواهیم بفرستیم همانطور که شایسته آنهاست ولی نمی‌توانیم بر همین سلامی که الکن است خود توانایی عطاء کن و آنرا بی‌نقص گردان

که دعایمان بدون این صلوات ابتر نماند

ای بی‌نیاز بر ما نیازمندان پُرو لطف کن و توبه ما را بپذیر و برای تمام نکرده‌هایمان چشم پوش و بر بدکرداریمان عذر بپذیر و باران رحمت‌ات را نازل فرما که امروز از دیروز و دیروز از روز قبلش و امسال از سال قبل و سالقبل  از سالهای قبل‌اش به آن نیازمندتر هستیم

خدایا! ما برای اینکه نشان دهیم لطفت‌ات را فراموش نمی‌کنیم اینجا جمع شده‌ایم، بلکه جمع شده‌ایم که بگویم لطفت را فراموش کرده‌ایم پس مجازات ما را بردار که به رحمت‌ات بیش از پیش و بیشتر از پیش نیازمندیم.

پروردگارا! آیا بر بنده‌ای که آشکارا تو را می‌خواند و بر گناه خود معترف است رحم نمی‌کنی؟ من اطمینان دارم که رحم خواهی نمود.

آیا اشتباهات ما بسیار تکرار شده است و باز هم قرار است تکرار شود خب معلوم است ما انسان خطا کاریم و بر این خطای خود واقف چه کنیم در کنار همه هوش و عقل و اندیشه مان زیادی حوس و شهوت داریم و دنیاگرا و مالپرست هستیم بر این کم خردی ما خرده مگیر

اللها! بر همه خردی ما و تمنای کبرما عیب مخواه و راه راست را خود بر ما آشکار کن

تا بتوانیم واقعیت را از غیر آن و حق را از ناحق تشخیص دهیم

و بدینوسیله بتوانیم راه را پیدا کنیم و بپی‌مایم

خدایا تو که بر تضرع کنندکان خشم نمی‌گیری پس من امروز برای تضرع آمدم و طلب باران رحمت دارم اگر بد تضرع کرده‌ام خود آنرا اصلاح فرما و رحمت خود را نازل کن!

از امامان معصوم توست که اگر بندگان توبه کنند تو برکت را و رحمت و نعمت خود را بر آنها باز می‌فرستی و ما امروز برای توبه آمده‌ایم اگر رحم نکنی ما بر توبه خود شک داریم نه رحمت بی‌منهای تو ولی می‌دانیم که توبه همان اظهار پشیمانی است پس بر درگاه‌ات می‌آوریم که ما گناه کار هستیم و استغفار از آن می‌کنیم که تو غفارالذنوبی

پس توبه ما را خواهی پذیرفت و بر گناه ما چشم خواهی بست و بر کودکان ما رحم و باران رحمت‌ات را خواهی فرستاد

خدایا بر ما رحم نکنی حق داری اما حیوانات بیابان تو چرا؟

پروردگارا ! اگر باران رحمت‌ات را بر ما نفرستی حق با توست ولی پرندگان و چرندگان و چهارپایان و موجودات زنده و بی جان و .... را بدون رحمت و باران رها نفرما!

خدایا ما در بازار بر سر هم کلاه می‌گذاریم و بر ترازوی حق استوار نیستیم و بر حق خود رضا نداریم ولی تو ما را ببخش

ای ایزد ما ! ما در کارمان کم می‌گذاریم در قضاوت یکطرفه می‌رویم در حق دیگران متجاوزیم و از چراغ قرمز چهار راه و زندگی عبور می‌کنیم ولی نگاهمان به رحمت توست.

زکات مالمان را نمی‌دهیم و توقع بی‌جا داریم خدایا گشایش کن که از این گردنه‌ها صحیح بگذریم و چشم‌مان را مال دنیا نگیرد و دست بخشش‌مان باز شود و فقرا را در سفره خود شریک کنیم

خمس مالمان را بپردازیم و بر یتیمان ترحم و دیگران را فراموش نکینم

حق را پاس بداریم و از تظاهر به حق و درستی بسیار بپرهیزیم.

حقا ما را نگهدار باش و سفره نعمت و برکت‌ات را بر ما بگستران و نزول رحمت و باران را بر ما ازدیات بخش.




برچسبها : نماز - باران - استسقاء
نوشته شده توسط علی علی اکبری در دوشنبه 05 دی 1390 ساعت 08:24
سخن22 | مناسبت روز

يا مشهود

قيامت بي حسين غوغا ندارد
شفاعت بي حسين معنا ندارد
حسيني باش، در محشر نگويند
چرا پرونده ات امضاء ندارد
****
منزلگه عشاق دل آگاه حسين است
بيراهه نرو، ساده ترين راه حسين است

سخن21    سخن20   سخن19   سخن 18  سخن17   سخن16   سخن 15   سخن14   سخن 13  سخن12   سخن11  سخن10    سخن9   سخن8  سخن ?  سخن ?   سخن?   سخن?     سخن3    سخن?     سخن1   



برچسبها : سخن22
نوشته شده توسط علی علی اکبری در شنبه 19 آذر 1390 ساعت 12:11
غروب عاشورا | قصه و قاصدک
بسم الله الرّحمن الرّحیم
شعر زیر از حسان(حبیب اله چایچیان) آمده است:
خیمه ماه محرم زنده شد در دل ما                
 باز نام تو بود زینت هر محفل ما
جز غم عشق تو ما را نبود سودایی                    
 عشق شیرین تو آغشته به آب و گل ما
مکتب خلقت ندارد چون حسین(ع) آموزگاری            
 این چراغ آسمانی نو انسان ساز دارد
مات 72 ملت از دو و هفتاد اویند                    
 در کجا فرمانده 6 ماهه یک سرباز دارد؟
محبوب خدا حسین(ع) و مطلوب حسین(ع)            
 سر بر نی و تاج سر هر خو حسین(ع)
با نیزه و تیر و سنگ، مضروب حسین(ع)                
 مجروح لبش زی ضربت چوب، حسین(ع)

شعری که به عرض می‌رسد مربوط به جانگدازترین لحظات عاشورا – غروب عاشورا و غارت خیام – است.
کربلا تیره گشت و پر آشوب                    
 کرد عمر حسین(ع) چونکه غروب
گرد غم شد بر آسمان ز زمین                    
 آسمان خون گریست زین آشوب
شد گِل آلود و سرخ، آب فرات                    
 و احسینا نوشت وقتِ رسوب
پهنة کربلا به خود لرزید                        
 چونکه بنیاد عقل شد مخروب
زیورِ عرش بر زمین افتاد                        
 آن خدای یگانه را محبوب
اسبِ بی صاحب حسین(ع) آمد                    
 حال راکب عیان از این مرکوب
خون چکان، سر به زیر و شیحه زنان                 
 پای کوبان و زین او مغلوب
وه که در دست بدترین بدان                    
 کشته شد مرد خوبتر از خوب
مرگ یک زندگانی ابدیست                    
 هر که را خدا بود مطلوب
در حقیقت، حسین(ع) غالب شد                    
 وان گنه پیشه ظالمان مغلوب
آه از آن دم که لشکرِ دشمن                    
 حمله ور شد به خیمه وقت غروب

علامه امینی(ره) فرمود: حضرت سید الشهداء علیه السلام، خیام را طوری تعبیه کرده بود که خاندانش محفوظ بمانند و فقط یک راه باریکه‌ای بود که از آنجا به خیمه تشریف می‌برد و بعد به میدان می‌رفتند. وقتی به خیمه حمله شد اسبهای دشمن از همین باریکه راه وارد خیام شدند و پایکوبی کردند. اطفال حسین(ع) هم از همین راه باریک می‌خواستند به طرف بیابان فرار کنند.

صد یک ماجرای این غارت                    
 نبود در کتابها مکتوب
با همه کوششی که دشمن کرد                     
 معجز زینبی(س) نشد مصلوب
آتش افکند بر حریم امام(ع)                    
 قوم نادان و گمره و مغضوب
بر سر تشنگان دشتِ بلا                        
 ریخت باران سنگ و آتش و چوب
خاندانی که بود پرده نشین                    
 محترم، سایه پرور و محبوب
شده پراکنده در بیابانها                        
 خسته و دلشکسته و مرعوب
تا که شد نور زینبی(س) جاذب                    
 وان پراکندگان به دو مجذوب
لیک زینب(س) نیافت هر چه شمرد!
 دو تن از کودکان در آن آشوب
خفته و جان سپرده در بن خار                    
 با لبی خشک و دیده‌ای مرطوب
یک دل و اینهمه پریشانی!                     
 مات و حیران ز صبر او ایوب
آفرین بر شجاعت زینب(س)                    
 پیشِ آن ضربه‌های طاقت کوب
حجت بن الحسن(عج) همیشه « حسان »            
 گرید از یاد عمه مضروب

پایان بخش عرضم جدیدترین شعر من است، زبان حال حضرت زینب علیها سلام است. همه شهداء و حتی حضرت سیدالشهداء(ع)، یک روز بود هر چه بود سختی هایشان ولی بمیرم، زینب علیها سلام هم آن عاشورا را، هم کوفه و هم شام و تمام مصایب اسارت را تحمل نمود. زبان حال حضرت زینب(ع) است در میان خیمه‌های سوزان بعد از غارت.

به دشت کربلا جمعی پریشان ماند و من ماندم            
 فراز نیزه‌ها آوای قرآن ماند و من ماندم
منِ غارت زده، خسته، ز هر سو راه من بسته            
 ز یاران خیمه‌ها خالی، بیابان ماند و من ماندم
بگوش من طنین افکن، صدای اکبر(ع) و قاسم(ع)            
 که دایم اشک ریزانم، به دامان ماند و من ماندم
مشکل ترین لحظات خانم زینب(س) وقتی بود که آن دختر خردسال حسین(ع) عمه‌اش را سؤال پیچ می‌کرد.
دلم خون شد خداوندا از این اشک عزاداران                
 به دنبال پدر، یک طفل گریان ماند و من ماندم
به خاک و خون دو بازوی بلند و پرچم و مشکی(کنار نهر علقمه)    میان شعله‌ها،  یک فوجِ عطشان ماند و من ماندم
ز تیری بسته شد راه گلوی تشنه لب، اصغر(ع)            
 رباب از این جفای خصم، حیران ماند و من ماندم
ز طوفان بلا گلهای سرخ من، همه پرپر                
 از این طوفان مرا یک سر و عریان ماند و من ماندم
به هم پیوست جوشان چشمه‌های خون و دریا شد            
 در آن گردابه‌ها گل، موج و طوفان ماند و من ماندم

نمانده طاقتم دیگر که ببینم قتله گاهش را                
 برفت و این دل بی تاب و سوزان ماند و من ماندم
معمولاً اگر خرمنی گل باشد(در یک محلی) بعد این خرمن گل را ببرند، عطرش می‌ماند، بوی خوشش می‌ماند.
 لذا پایان عرضم است، زبان حال حضرت زینب(س).
« حسان » گویی که این مصرع زبان حال زینب(س) بود.         
 تهی شد با غم از گل، عطر جانان ماند و من ماندم

صلی الله علیک یا ابا عبدالله و رحمه الله و برکاته.
اَللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدٍٍ و ال مُحَمَّدٍ


برچسبها : غروب - عاشورا - ماه محرم
نوشته شده توسط علی علی اکبری در سه شنبه 15 آذر 1390 ساعت 13:52
حسينيان | مناسبت روز

یا ثارالله

قسمتی را جستجو نتوان کرد

راهی را طی نتوان کرد

بحری را غوطه‌ور نتوان شد
یا حسین
آسمانی را تعریف نتوان کرد

کوهی را فتح نتوان نمود

اینجا حیاتی دیگر پیداست

اینجا راهی بس دشوار

گداری بس پر شیب

شیری ژیان در کمین

پروازی بسوی روشنایی

در پی آب حیاتی

یا در حیات دوباره آب

تشنگی همه را گلو فشرده

طفل شش ماهه عطشان را

کس نتواند بال زدن دید

آیا می‌شود دهان چسبیده از خشکی را....

بل نامردمان را

حرمله و تیر سه شعبه را

آه از نامردمی‌ها

آه از بی‌حیایی‌ها

آه از نامرادی‌ها

آه از این همه نامردی

خیانت و خباثت

هوس بازی و ترس

دو رنگی و چند رنگی

بی‌فایی و فلاکت

رنگی است تیره و همه‌گیر

برایم تعریف کن از زیبایی

از روبروی حق و باطل

از پیروزی و شکست

از ماندن و رفتن

از عاقبت و فرجام

زشتی و زیبایی

رهی است دور

پیداست از آنجا روشنایی

تاریکی را نکاو

مدار را نگاه کن

حقیقت پیداست

چون روز

اگر پیدا نبود که حر بر نمی‌گشت

چشمانت را بسته‌ای

راه پیداست

روشنایی افق را در نوردیده

چشمانت را باز کن خواهی دید.

حبیب و زهیر

ادهم و بشر

جابر و جناده

جندب و جوین

حجاج و حلاس

زاهر و زهیر

سوار و شبیب

سعید و  بریر

عائد و عامر

عبدالله و عبیدالله

عبدالرحمان و عمار

قاسم و قاسط

کردوس و کنانه

مسلم و مسعود

نصر و نعمان

عمرو و نافع

سلمان و حجاج

یزید و حنظله

عابس و شوذب

عبدالرحمان و وهب

زیاد و عقبه

یحیی و منجح

..... و .....

هفتاد و دو یار از سحر گذشتن و به صبح رسیدن

و برایشان می‌خوانیم

السلام علیک یا ابا عبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین
وعلی علی بن الحسین
وعلی اولاد الحسین
وعلی اصحاب الحسین



برچسبها : حسینیان - ماه محرم
نوشته شده توسط علی علی اکبری در شنبه 12 آذر 1390 ساعت 13:53
زيارت ناحيه | مناسبت روز

یا مشهود

قسمتی از مفاهیم زیارت ناحیه  مقدسه

سلام بر کسی که؛ دعا متسجاب است در زیر گنبد حرمش.

سلام بر کسی که؛ قرار داد خداوند شفاء را در خاک شریفش.

سلام بر کسی که؛ امامان از نسل اویند.

سلام بر کسی که؛ پسر خاتم الانبیا.

سلام بر کسی که؛ نسل او  همه از پاکان هستند.

سلام بر کسی که؛ پیشوای دین است.

سلام بر کسی که؛ ساکن کربلاست.

سلام بر کسی که؛ ظالمانه خونش ریخته شد.

سلام بر کسی که؛ با خون زخم‌هایش غسل داده شد.

سلام بر کسی که؛ گریبانهایش چاک خورده.

سلام بر کسی که؛ لب‌هایش از عطش خشکیده.

سلام بر کسی که؛ فرشتگان آسمان بر او گریه کردند.

سلام بر کسی که؛ بدنش به خون آغشته شد.

سلام بر کسی که؛ حرمت خیمه‌هایش شکسته شد.

سلام بر کسی که؛ جان‌ش رنج‌ها دیده.

سلام بر کسی که؛ روح‌ش ربوده شده.

سلام بر کسی که؛ شکسته شد پیمانش.

سلام بر کسی که؛ شکسته شد حرمتش.

سلام بر کسی که؛ فرزند شیرخوارش با تیر سه شعبه شهید شد.

سلام بر کسی که؛ بدنهایی برایش شهید شدند که لباسهایشان به غارت رفت.

سلام بر کسی که؛ سرهایشان بالای نیزه رفت.

سلام بر کسی که؛ زنان خیام حرمش به بیرون شتافتند.

سلام بر کسی که؛ خونش ریخته شد. 

سلام بر کسی که؛ اعضاءاش تکه تکه شد.

سلام بر کسی که؛ سه شبانه روز بدن پاکش در آفتاب افتاد.

سلام بر کسی که؛ شهید شد تا اسلام بماند.

سلام بر کسی که؛ نماند که ذلیل گردد.



برچسبها : زیارت - ناحیه
نوشته شده توسط علی علی اکبری در یکشنبه 06 آذر 1390 ساعت 08:33
شهيد حسين گرجي | شهرستان انار

بنام شاهد

شهید حسین گرجی در خانواده‌ای متوسط و مذهبی در سال 1343 در یکی از روستاهای اطراف تهران چشم به جهان گشود.شهید حسین گرجی

همان سالهایی که امام خمینی(ره) فرموده بود سربازان من هنوز در گهواره‌اند، در همان ابتدای کودکی به همراه پدر و مادر با سختیهای روزگار دست و پنجه نرم می‌کرد و بسیار با احترام با والدین خود برخورد می‌کرد و ادب و نظم او زبانزد بود.

دوران ابتدایی تحصیل:

وی دوره ابتدایی را در یکی از شهرهای اطراف که فاصله زیادی با روستا داشت گذراند در این زمان وی علاقه زیادی به یادگیری قرآن از خود نشان داد و در کلاسهای قرآن شرکت می‌کرد او علاوه بر این به ائمه اطهار (ع) بخصوص ابوالفضل(س) عشق خاصی داشت ، هنوز در کلاس دوم ابتدایی بود که روزی با عکس نفیسی از امام حسین(ع) و ابوالفضل(ع) وارد خانه می‌شود ماجرا را از او می‌خواهند مشخص می‌شود که با پس‌انداز پول تو جیبی خود آنرا تهیه کرده است.

از همان زمان علاقه به مطالعه باعث می‌شد که با گرفتن کتابهای کودک به‌صورت امانت از کتابخانه مدرسه در خانه به پدر و مادر بخواند و آنها لذت ببرند.

سال چهارم ابتدایی بود که به وطن اجدادی خود انار بر می‌گردد و بقیه تحصیل را در اینجا در مدرسه سعدی ادامه می‌دهد. شرکت در کلاسهای قرآن را در اینجا نزد آقای گل آقایی که از معلمین مذهبی کرمانی بود و هنوز در قید حیات هست ادامه داد.

دوران راهنمایی تحصیل:

دوره راهنمایی را در تنها مدرسه راهنمایی شهر مدرسه خیام(شهید صدوقی) آغاز نمود.

در دوره راهنمایی بود که در راهپیمایی‌های انقلاب شرکت و به فعالیتهای پیروزی بخش انقلاب پیوست.

شرکت در جلسات حزب جمهوری اسلامی و عضویت و عضوگیری در این حزب و فعالیتهای اسلامی آن از فعالیتهای بعد از پیروزی انقلاب ایشان بود.

دوران متوسطه:

تحصیلات متوسطه را در دبیرستان شهید قدیری انارکی ادامه داد.

همزمان در انجام امور کشاورزی و کوره پزی نزد پدر فعال بود ایشان بسیار پرتلاش و درسخوان بود در امور تبلیغاتی مدرسه و شرکت در فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی بخصوص فرهنگی هنری نقش بی‌بدیلی از خود نشان داد.

 علاقه به مرجعیت و ولایت:

علاقه وافر به امام خمینی(ره) در او بشدت آشکار بود علاوه بر این به یاران امام خصوصاَ حضرت آیت الله خامنه‌ای عشق خاصی داشت بطوری که در یک مراسم عروسی که همه نوجوانان هم سن و سال او به جشن مشغول بودند و بزرگترها هم به تماشای جشن، ایشان پای تلویزیون برای گوش دادن به خطبه‌های نماز جمعه آقا نشسته بود دیگران از او می‌خواستند که آنرا خاموش کند ولی ایشان صدای آنرا کم نموده و خود را برای شنیدن سخنان آقا به تلویزیون چسبانده بود.

وی از بصیرت بسیار بالایی برخوردار بود تا جایی که کمی پس از پیروزی بنی صدر در انتخابات ریاست جمهوری می‌گفت عجب اشتباهی کردیم که به این شخص رای دادیم! در جریان مقابله شهید بهشتی با بنی‌صدر ملعون در محافل مختلف جانانه از شهید بهشتی دفاع می‌کرد و به همراه شهید ارجمندی شبها و گاهی صبح زود پنهانی به مدرسه می‌رفتند و عکسهای بنی صدر را از دیوار کلاسها پاره و به جای آن عکس شهید بهشتی را می‌چسباندند.

عضویت در بسیج:

وی پس از فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر تشکیل بسیج مستضعفین به همراه تعدادی از دانش آموزان درس را رها کرده و با اینکه علاقه زیادی به تحصیل داشت و از جمله دانش آموزان موفق محسوب می‌شد عضو بسیج شده و به همراه آنان برای آموزش نظامی به کرمان عازم شدند و مدت 3 ماه آموزش آنها به طول کشید

اعزام به جبهه:

وی در اواخر سال 1359 بعد از پایان آموزشهای نظامی به جبهه جنوب(دزفول) اعزام شد که نزدیک سه ماه در این جبهه حضور داشتند و سپس برای مدتی به مرخصی آمد و بعد از آن مرتباً به جبهه می‌رفت و زمانهایی که در شهر بود یا به مرخصی می‌امد بسیار کوتاه بود که به فعالیت‌های مختلف در بسیج می‌پرداخت از جمله فعالیتهای او در تبلیغ بود، چون خط خوشی داشت معمولاً دیوار نویسی‌ها را به وی می‌سپردند یا نوشتن پلاکارد و... هنوز نوشته او روی دیوار مسجد ابوالفضل(ع) انار که از قول امام نوشته است اسرائیل باید از بین برود بچشم می‌خورد.

فکر و ذکرش شرکت در جبهه بود وقتی بار دوم می‌خواست به جبهه اعزام شود با ناراحتی پدر و مادر مواجه شد، گفت خون ما که از خون امام حسین(ع) رنگین‌تر نیست. امام حسین علیه السلام برای دفاع از دین جان خود و عده زیادی از خانواده خود را از دست داد و الان هم جبهه احتاج به نیرو دارد و دین اسلام در خطر است، که خانواده را راضی کرد تا به جبهه عازم شود. این دفعه در جبهه خرمشهر مستقر گردید و در عملیات بیت‌المقدس از ناحیه صورت* و پا به‌شدت مجروح شده و به بیمارستان دکتر شریعتی اصفهان برای مدت بیش از 20 روز بستری و مداوا شد، پس از آن نیز با اینکه دکترهای جراح توصیه کرده بودند حداقل باید برای مدت یکسال بر روی این پا زیاد راه نرود و ضربه نزد اما حال و هوای جبهه وی را امان نداد و درحالی که هنوز ترکش خمپاره در بدنش آزار دهنده بود لنگان،لنگان به جبهه رفت.

شهادت غرور آفرین:

 او در چندین عملیات شرکت نمود و بالاخره در سال 1363 شمسی در عملیات والفجر 3 در منطقه مهران به شهادت نائل شد. از آنجا که دنبال نام و نشان نبود و همیشه و در همه حال بسیار متواضع بود واز خودستایی ،خودنمای بیزار خداوند نیز جنین مقدر داشت که جنازه‌اش مفقود شود و تا مدت سه سال مفقودالاثر بود که پس از این مدت جنازه مطهرش به همراه تعدادی دیگر از شهدا همرزمش نمایان شد و در تاریخ 5تیرماه سال66 در امامزاده محمد صالح (س) انار بخاک سپرده شد درحالی که مردم زیادی وی را مشایعت می‌کردند، در تشیع جنازه‌اش شعار می‌دادند

حسین گرجی گلی از بوستان

بعد از سه سال شهادت پیکرش شد نمایان

خصوصیات اخلاقی:

وی بسیار متواضع بود بطوری که پس از اولین با که از جبهه برگشته بود عده‌ای از همسایه‌ها به دیدنش آمده بودند و از وی تعریف و تمجید بعمل می‌اوردند گفت ما که کاری نکردیم شهدا را باید دعا کرد و از آنها سپاسگزاری کرد که تمام هستی خود را کف دست گذاشته و تقدیم کردند و ما که قابل نبودیم برگشتیم!

علاوه بر این چهره‌ای گشاده و بشاش داشت و بسیار خوش برخورد بود. انسانی بسیار فعال و پرکار بود به طوری که در حال تحصیل شبها در کار کوره‌آجرپزی بهمراه پدر تا نیمه‌های شب بیدار بود، ضمن اینکه به مطالعه بود در این کار به پدرش کمک می‌کرد و از نیمه شب کار را به پدر واگذار می‌نمود.

بیان نوشتاری بسیار خوبی داشت و خط بسیار زیبا مجموعه خاطرات از ابتدای جبهه رفتنش را مو به مو و با جزئیات کامل در کتابچه خاطرات خود نوشته بود.

حیف که پس از مفقود شدنش این مجموعه نفیس نیز مفقود شد.تا شاهدی باشد بر گمنامی و بی‌نام و نشانی‌اش.

ایشان فردی بصیر بود و از مسائل روز بخوبی تحلیل داشت و علاقه خاصی به امام خمینی‌(ره) و امام خامنه‌ای داشتند.

* حقیر در دبیرستان قدیری ایشان را بارها مشاهده کردم که با خط خوش و زیبای خود که برایمان جلب توجه داشت در حال پلاکارت نویسی بود و ترکشی گونه‌اش را نشاندار کرده بود و از فعالان عرصه هنر بود در حالی که با کار سخت آشنا بود در جبران درسهای خود کوشا و یک پایش جبهه و پای دیگرش در مدرسه به انواع فعالیتهای تربیتی و تبلیغی مشغول که هنوز او را بیاد دارم.

شهدای انقلاب انار



برچسبها : شهید - حسین - گرجی
نوشته شده توسط علی علی اکبری در سه شنبه 01 آذر 1390 ساعت 08:32
ترس | تحلیل روز

یا عزیز

یک پروژه هماهنگ بین دستگاه تبلیغاتی غرب و سیاست مداران غربی وجود دارد که امروز بطور آشکار دست این افراد را برای جامعه جهانی رو شده است ولی ظاهراً قرار نیست آنها از گذشته درس بگیرند و ابتکاری دیگر بخرج دهند تا معلوم نشود دستشان خالی است.ترس از شعار

همین دیشب بطور ناچاری رادیو فردا را گوش می‌دادم که دوباره خنده‌ام گرفت حمله به ایران در دستور کار مقامات اسرائیلی قرار گرفت چون از فشارهای بین‌المللی نامید شده‌اند ایهود دارد بقیه اعضا‌ء کابینه را مجاب می‌کند که با او همراهی کنند(خنده دار نیست)

حالا کمی این بیانات و تبلیغات رسانه‌ای را با صدها پیام و خبر و تحلیل آنها در سالهای قبل مقایسه کنید روزهایی که اسرائیل قصد زدن تاسیسات هسته‌ای ایران را داشت که در آن موقع ایران هنوز حزب‌الله را به اسرائیل و غرب نچشانده بود و حماس را هنوز نمی‌شناخت.

اسرائیل همپیمان احمقی چون نامبارک در مصر داشت هنوز جزیره عربستان در تلاطم بحران جنبش علیه حکام حلقه بگوش اسرائیل نشده بود هنوز در غرب مردم به سیستم حاکمان خود باور داشتند هنوز در اسرائیل کسی تظاهرات بر علیه رژیم صهیونیست به‌راه نیانداخته بود.

حالا همه این اتفاقات افتاده و در حال روی دادن است.

جنبش 99 درصدی بر علیه 1 درصد حاکم بر غرب دیگر حرفی برای گفتن غرب جا نگذاشته است تزلزل در ارکان سیستم غربی پیدا شده است و انشاءالله بزودی بساط این سیستم را بر خواهد چید.

امروز دیگر با تبلیغات و شعارهای دهان پرکن نمی‌توان مردم جهان را فریب داد تا چه رسد مردم ایران که سالهاست این نوع بازی‌ها را می‌شناسند و آنها را شکست داده‌اند

امروز پشتیبان بی چون و چرای غرب علاوه بر مردم خودش باید جواب اسناد رو شده جنایت‌های خود در جهان و تجهیز و برانگیختن جنایتکاران و تروریستها را بر علیه کشوهای جهان نیز باید بدهد.

اسرائیل از عهده یک جزء نیروی مقاومت بر نیا‌مد حالا چگونه می‌خواهد با همه مقاومت نبرد کند ما که نمی‌دانیم

هنوز قدرتهای استکباری در خیال گذشته خود بسر می‌برند که می‌شود مردم و کشورهای دیگر را با بلندگو مرعوب و منکوب کرد ولی امروز صحنه، صحنه عمل است.

مرد می‌خواهد که وارد معرکه شود تا هلاک گردد اگر اسرائیل راست می‌گوید به ایران تعرض کند تا خودش و همه هیمنه‌اش بر باد شود.

ظلم امروز دارد می‌رود که به آخر خط برسد انشاءالله

و این تقلاها جز این را نشان نمی‌دهد.



برچسبها : ترس
نوشته شده توسط علی علی اکبری در پنجشنبه 26 آبان 1390 ساعت 08:30
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: برای مشاهده هر پوشه یا مطلب کافیست بروی عنوان آن کلیک نمائید تا باز یا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  [5]  [6]